ریچل که برای رسیدن به سر کارش دیر کرده است و همراه با پسرش در پشت چراغ قرمز متوقف شدهاند، شروع به جر و بحث با غریبهای میکند که روزگار بدی را سپری کرده و چیزی برای از دست دادن ندارد. این برخورد در ادامه منجر به تعقیب و گریزی خطرناک و مرگبار میشود و مرد غریبه با بیرحمی سعی میکند تا روز بسیار بدی را برای ریچل بسازد...